مرتضى راوندى

117

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

شرايط دشوارى زيست مىكردند . » « 47 » آغاز مبارزهء مسلحانه عليه خلفاى بنى اميه روش فرمانروايى بنى اميه كه قريب يك قرن ( از 41 تا 133 ه . ) بر ملل اسلامى حكومت مىكردند ، مقرون به عقل و منطق نبود . نه - تنها ايرانيان و ديگر ملل محكوم و مغلوب از راه و رسم آنان متنفر بودند بلكه عقلاى قوم و طبقات محروم جامعهء عرب نيز از تبعيضات و حق‌كشيهاى خلفا و عمال جابر آنها ، نظير حجاج سخت ناراضى بودند ؛ مخصوصا خوارج خواهان تجديد سنن صدر اسلام بودند و مىگفتند بايد بين مسلمانان ، از لحاظ وضع اقتصادى و حقوق سياسى ، تفاوت چندانى نباشد . آنها برنامهء اقتصادى مشخصى ( كه مبتنى بر كار و توليد باشد ) نداشتند . حرف آنها اين بود كه بايد مسلمانان از غنايم جنگى و از عوايد جزيه و خراج كه اهل ذمه مىپردازند ، امرار معاش كنند و هركس اسلام آورد از عرب و عجم از جزيه و خراج معاف باشد . از نظر سياسى ، آنان به اصل اسلامى « مؤمنين برادران يكديگرند » توسل مىجستند و مىگفتند ، اخوت اسلامى حكم مىكند كه خليفه از بين جامعهء مسلمانان برگزيده شود و مردم حق داشته باشند شايسته‌ترين افراد را ، حتى از بين افراد غيرعرب ، به خلافت انتخاب كنند . اين انديشهء مترقى در آن دوران ظلم و تبعيض ، طرفداران زيادى پيدا كرد و عربهاى محروم گروه‌گروه به جمع ناراضيان مىپيوستند . از قرن دوم و سوم هجرى ، كشاورزان و پيشه‌وران غارت‌شدهء شرق نزديك ، كه از ستم بنى اميه به جان آمده بودند ، به جمع ايشان پيوستند . چنان كه ديديم ، در زمان خلافت عبد الملك در زير پرچم تشيع و طرفدارى از آل على قيام مختار آغاز شد . اين قيام مانند جنبش خوارج به قوم و ملت خاصى انحصار نداشت بلكه در قيام مختار ، اعراب محروم و طبقات ستمكش ايرانى شركت جسته و لشكريان خليفه با رنج بسيار به خاموش كردن اين قيام ، توفيق يافت . تقريبا در همين ايام ، يعنى در سال 67 ه . در سرزمين عراق و خوزستان « توده‌هاى بدويان و روستاييان عرب و ايرانى كه در زير لواى سلك خوارج به نام ازرقى متحد شده بودند ، دست به شورش زدند . ازرقيان مىگفتند هر حاكمى از احكام صدر اسلام ( چنان كه خوارج آن را درك مىكردند ، يعنى مساوات اجتماعى تمام مسلمانان ) عدول كند ، كافر است و جهاد با وى واجب . » حجاج حاكم خليفه فقط در سال 697 م . ( 78 ه . ) توانست قيام خوارج ازرقى را با بيرحمى وحشت‌انگيزى فرونشاند . پس از خاموش شدن جنبش خوارج ، دشمنان ظلم و استبداد آرام ننشستند . اين‌بار حريفان تازه با تشكيلات و سازمانى منظم به كار تبليغ و تهييج مردم دست زدند . اين سازمان مخفى از سال 106 هجرى فعاليت سياسى خود را آغاز كرد . رهبر اين نهضت در ايران بازرگانى بود متمول به نام بكير بن ماهان ، اين مرد ايرانى كه به اوضاع سياسى و اجتماعى ايران آشنايى كافى داشت ، عده‌اى از همفكران خود را به مناطق شرقى ، كه از هر جهت

--> ( 47 ) . همان ، ص 186 به بعد ( به اختصار ) .